و من همچنان مترجم و روزنامه نگارم !
چهارشنبه چهارم شهریور 1388اون هایی که مشتری قدیمی این جان ، می دونن که مدت ها به اسم روزنامه نگار و مترجم این جا مطلب می نوشتم .
حالا که یه دستی به سر و روی این خونه ی مجازی کشیدم و دیگه اون کلمه ها رو نمی بینین معنی ش این نیست که فرار کردم از دنیای مطبوعات یا فراری م دادن .
حکایت این روزهای من حکایت آدمیه که گرد و خاک لباسش رو تکونده ولی اگه دوباره بره یه جایی که گرد و خاکی توش به پا شده دوباره می شه همونی که بود .
خدایی فوری لب ورنچینین که روزنامه نگاری رو تشبیه کرد به گرد و خاک و این حرفا ...
من روزنامه نگاری رو با همه ی سختی ها و اعصاب خوردی هاش دوست دارم مشروط به این که
روزنامه ی خوبی وجود داشته باشه .
* خداوند به ما روزنامه های خوب عطا کند !

