گل ها همه آفتابگردانند
دوشنبه ششم مهر 1388سلام !
چند شب پیش دوستی پرسید چرا به روز نمی کنی و من جوابی نداشتم . راستش بهانه ای هم نداشتم اما امشب ....
می خواهم از تابلوی گل های آفتابگردان م بنویسم . تابلویی که پنجم مهر تمام شد .
تابلویی که حکایت خورشید است و دلدادگی گل هایی که سیر نمی شوم از تماشایشان .
همان که به قول منزوی :
تو آفتاب و من چو گل آفتاب گرد
چشمم به هرکجاست تویی در مقابلم
معمولن آنهایی که نقاشی می کنند دوست دارند به احترام ونگوگ هم که شده میان تابلوهایشان ردی از گل های آفتابگردان به جا بماند . نه این که تابلوی من شبیه اثر نقاش هلندی محبوبم باشد اما این اتفاق برایم خیلی مبارک است .

