سرخی تو از من !
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387سلام !
خیلی ها با چهارشنبه سوری مشکل دارند و شرکت در این مراسم را بچگانه یا بی هوده می دانند ، من اما چند سالی ست که با اشتیاق به پیشواز آخرین سه شنبه ی سال می روم !
امسال برای اولین بار در آتش بازی محله خودمان شرکت کردم !
بزرگ و کوچک با توسل به فشفشه ، سیگارت ، هفت ترقه ، کپسولی ، سوتی ، سفینه ، آبشار ، منور ، موشک سه پایه و ... به دنبال راهی برای جشن گرفتن آخرین لحظه های سال بودند !
خوبی اش این بود که بزرگ ترها هم کنار بچه ها بودند تا خطری این شادی را تهدید نکند . البته ناگفته نماند که در پاره ای موارد بزرگ تر ها روی فرزندانشان را کم کردند : نمونه اش : مادربزرگی که از روی آتش می پرید !
این آیین را دوست داشتم چون همه را دور هم جمع کرد با این که خیلی ها حتی اسم یکدیگر را نمی دانستند .
من هم سوییت شرت زرد بر تن ، از روی آتش پریدم تا زردی ام از آن او شود و سرخی او از آن من ...
* با این که برنامه ما یک ساعت بیشتر طول نکشید اما صدای گوش نواز انفجار در سایر نقاط تا ساعت دو بامداد ادامه داشت که نشانه پشتکار علاقمندان به حفظ آیین های سنتی بود !!!
چرا فوتبال ؟
چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387سلام !
نظر شما درباره ی " فوتبال " چیه ؟
شاید یه سوال کلیشه ای به نظر بیاد ولی تا حالا فکر کردید چرا از این ورزش خوشتون می یاد یا ازش متنفرید ؟
جالبه بدونید که آلبر کامو ، نویسنده ، فیلسوف و روزنامه نگار قرن بیستم فرانسه که برنده نوبل ادبیات هم بوده ، دروازه بان بوده !
جواب نویسنده طاعون ، بیگانه ، افسانه سیزیف ، کالیگولا و ... به سوال : تئاتر را ترجیح می دهی یا فوتبال ؟ جالبه :
" بدون شک فوتبال "
اما چرا ؟
" کار گروهی ، یکدستی ، هماهنگی و روحیه همدلی بین اعضای تیم از ویژگی های فوتبال است و اگر تا کنون چیزی آموخته ام به لطف این ورزش بوده است . "
** واکنش بعضی ها از فهمیدن این که من در روزنامه ورزشی کار می کنم و فقط از دنیای فوتبال می نویسم ، تعجب و حیرته ! اما به سختی می شه براشون توضیح داد که این ورزش چیزی فراتر از دنبال توپ دویدن است . بسیار فراتر ........

