روحيه هنري آقاي رئيس جمهور
سه شنبه سی ام آبان 1385كارهاي عجيب و غريب سياستمداران به سختي براي مردم عادي مي شود !
هوگو چاوز يكي از آن سياستمداراني است كه هر از چند گاهي اسباب تعجب خلق مي
شود ! هنوز صحبت هايش در مجمع عمومي سازمان ملل متحد را از ياد نبرده بوديم كه
آخرين شيرين كاري اش را هم ديديم :
آقاي رئيس جمهورخطاب به شكيرا خواننده پاپ اهل كلمبيا كه به تازگي جايزه گرمي را از آن
خود كرده است گفته است :
« من هم براي شركت در كنسرت كلاه گيس خواهم گذاشت و مي آيم . طوري كه شايد
حتي محافظانم هم من را نشناسند . به ونزوئلا خوش آمدي !
* * تصوير چاوزكه در سايت هاي خبري كنار اين خانم محترم قرار گرفته واقعن از صحنه
های ديدني دنياي سياست است !
نگار من
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385
سرم را پايين مي اندازم به سمت خاك ، به عادت هر روزه كه دوره كرده باشم بي هودگي ها را .
ناگهان نجوايي در دلم سبز مي شود :
" نگار من كه به مكتب نرفت و ........ "
سرم را بالا مي گيرم . تابلوي « نگار گذر » را مي بينم و ...........
نگاهم گير مي كند به مناره هايي كه گنبد حضرا را در بر گرفته اند .
به فاصله ي تماشاي چند عكس دلم به بوي تو آغشته مي شود !
خيابان هميشه شلوغ انقلاب ، آزادم مي كند . رها مي شوم از وسوسه هاي زميني وقتي
زنان و مرداني را مي بينم كه سپيد سپيد به مهماني ات آمده اند ...
آه اي حبيب خداوند ! كي دعوت مي كني ما را ؟
روزهاست دلمان را گره زده ايم به يادت ... گوشه ي چشمي !
**************
آه اي خداوند آسمان ها و زمين !
چه نيكو هديه اي است تماشاي گوشه اي از بهشت ، وقتي پاهايت به زمين چسبيده است !
و ما ...
ما كه هنوز در حسرت در آغوش گرفتن آن مكعبي هستيم كه هزار غوغا در دلش دارد ...
بارها در خيال ، دست كشيده ايم روي پرده ي سياهي كه سپيدي بخت مان است ...
آويخته ايم پرده ي سپيد يادت را روي سياهي هاي قلبمان ...
باد كه مي وزد ، يادت در هوا منتشر مي شود !
و ما كه ديوانه ي بويت شده ايم ، مجنون تر مي شويم !
ديگر هيچ زنجيري ، جنون ما را در بند نخواهد كرد !
حوا كه مجنون باشد ........
شكرت بر ما واجب
كه پرده شده ايم در پنجره هاي رو به تو !
** با احترام به جمشيد بايرامي ، هنرمندي كه با عكس هايش از خيابان انقلاب دريچه اي به مكه و مدينه برايمان گشوده است !
جمعه ها
جمعه دوازدهم آبان 1385دل مي دهد بشارتم از بازگشتنت
و آنروز دور نيست كه فانوس مي شوند
در كوچه هاي آمدنت ، آفتاب ها
« حسين منزوي »

